محرم آمد
اَلسَّلَامُ عَلَي الْحُسَيْن عليه السلام
وَعَلَي عَلي بْنِ الْحُسَيْن عليه السلام
وَ عَلَي اُولادِ الْحُسَيْن عليه السلام
وَعَلَي اَصْحابِ الْحُسَيْن عليه السلام

دل آسمان خون چکان شد از این غم
زمین یک سر آتش فشان شد از این غم
نه فرصت که پیراهن تو ببویم
نه مرهم که بر دل گذارم
نه مهلت که در ماتم تو بمویم
نه رخصت که شیون برآرم
***
ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون
ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون
مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را
***
کجا رفتی ای آبروی دو عالم ؟
نگین سلیمان به حلقه خاتم
پس از تو خدا را چه چاره کنم؟
ز زخم تن تو به ریگ بیابان ،
ز داغ دل خود به آتش س
دل آسمان خون چکان شد از این غم
زمین یک سر آتش فشان شد از این غم
نه فرصت که پیراهن تو ببویم
نه مرهم که بر دل گذارم
نه مهلت که در ماتم تو بمویم
نه رخصت که شیون برآرم
***
ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون
ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون
مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را
که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را
سلام دوستان
تو اين سايت مي تونين عكستون رو تو قالبهاي مختلف بذارين و با پسوند Gif بصورت متحرك و
غير متحرك ذخيره كنين.


h عید غدیر خم مبارک f
تاراج دل به تيغ دو ابروي دلبر است
مستي قلب عاشقم از جام كوثر است
بر سردر بهشت خدا حك شده چنين
بختش بلند هر كه گرفتار حيدر است
بالاخره گروه بندی تیم های حاضر در جام جهانی هم انجام شد و تیم محبوب من برزیل با پرتغال هم گروه شد. جای ایران خالیه
|
گروه A |
|
گروه E |
|
فرانسه |
|
هلند |
|
مكزيك |
|
كامرون |
|
آفريقاي جنوبي |
|
دانمارك |
|
اروگوئه |
|
ژاپن |
|
|
2010 |
|
|
گروه B |
|
گروه F |
|
آرژانتين |
|
ايتاليا |
|
نيجريه |
|
نيوزلند |
|
يونان |
|
پاراگوئه |
|
كره جنوبي |
|
اسلواكي |
|
|
2010 |
|
|
گروه C |
|
گروه G |
|
انگلستان |
|
برزيل |
|
الجزاير |
|
پرتغال |
|
اسلووني |
|
ساحل عاج |
|
آمريكا |
|
كره شمالي |
|
|
2010 |
|
|
گروه D |
|
گروه H |
|
آلمان |
|
اسپانيا |
|
استراليا |
|
سوئيس |
|
غنا |
|
شيلي |
|
صربستان |
|
هندوراس |
سلام دوستان
حدوداً در سالهاي68 و 69 بود كه سريالي تو تلويزيون براي بچه ها پخش مي شد دقيقاً
يادم مياد اين سريال رو سه شنبه ها نگاه مي كرديم. پسري بود بانام سيلاس و اسب
سياهش اسمش طوفان بود، اسم اين سريال رو هم از روي اسبه نامگذاري كرده بودند.


نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او شد
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ستارها نهفتند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
دانلود آهنگ هوای گریه
همایون شجریان

سلام دوستان
يكي از كتابهايي كه خوندم و برام جالب بود كتاب داستانهاي شگفت شهيد سيد عبدالحسين دستغيب شيرازي بود اين كتاب مجموعه اي متشكل از حدود 140 داستان عجيب هستش و مي تونه براي كسائي كه به معجزه و كرامت و... اعتقاد دارن در نوع خودش جالب باشه.
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بزرگى از علماى اعلام و سلسله جليله سادات كه شايد از ذكر نام شريفش راضى نباشد نقل فرمود: وقتى پدر علامه ام را در خواب ديدم، پرسشهايى از ايشان نمودم و پاسخهايى شنيدم:
1 - ارواحى كه در عالم برزخ معذبند عذاب و سختيهاى آنها چگونه است
در پاسخ فرمود: آنچه براى تو كه هنوز در عالم دنيا هستى مىتوان بيان كرد به طور مثال آن است كه هرگاه در درّه اى از كوهستان باشى و از چهار سمت كوههاى بسيار مرتفعى كه هيچ توانايى بر بالا رفتن از آنها نباشد و در آن حال گرگى هم تو را دنبال كند و هيچ راه فرارى از او نباشد.
2 - آيا خيراتى كه در دنيا براى شما انجام داده ام به شما رسيده و كيفيت بهره مندى شما از خيرات ما چگونه است
در پاسخ فرمود: بلى تمام آنها به من رسيده است و اما كيفيت بهره مندى از آنها را هم به ذكر مثالى براى شما بيان مىكنم: هرگاه در حمام بسيار گرم پر از جمعيتى باشى كه در اثر كثرت تنفس و بخار و حرارت، نفس كشيدنت سخت باشد در آن حال گوشه درب حمام باز شود و نسيم خنك به تو برسد چقدر شاد و راحت و آزاد مىشوى! چنين است حال ما هنگام رسيدن خيرات شما.
3 - چون بدن پدرم را سالم و منور ديدم و تنها لبهاى او زخمدار و آلوده به چرك و خون بود از آن مرحوم سبب زخم بودن لبهايش را پرسيدم و گفتم اگر كارى از دست من برمى آيد براى بهبود لبهاى شما، بفرماييد تا انجام دهم
در پاسخ فرمود: تنها علاج آن به دست علويه مادر شما است ؛ زيرا سبب آن اهانتى بود كه در دنيا به او مىنمودم و چون نامش سكينه است هروقت او را صدا مىزدم خانم سكو مىگفتم و او رنجيده خاطر مىشد و اگر بتوانى اورا از من راضى كنى اميد بهبودى است.
ناقل محترم فرمود: اين مطلب را به مادرم گفتم در جواب گفت بلى پدر شما هروقت مرا مىخواند از روى تحقير مىگفت خانم سكو و من سخت آزرده و رنجيده خاطر مىشدم ولى اظهار نمى كردم و به احترام ايشان چيزى نمى گفتم و چون فعلاً گرفتار و ناراحت است او را حلال نموده و از او راضى هستم و از صميم قلب برايش دعا مىكنم.
در اين سه پرسش و پاسخ مطالبى است كه دانستن آنها ضرورى است و براى تذكر خوانندگان عزيز به طور اختصار يادآورى مىشود
در لينك زير مي تونيد به داستانهاي ديگه اين كتاب هم سري بزنيد.
اس ام اس هایی که این روزها دوستانم برام زدند
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
مرا يك دل دم از خوبان جدا نيست
ولي صد حيف كه در خوبان وفا نيست
به خوبان دل سپردن كار سهلي است
ز خوبان دل گرفتن كار ما نيست
مكن با خوب رويان آشنايي
بترس از محنت روز جدايي
وفاي عادت خوبان همين است
كه اول مهر و آخر بي وفائيست
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
روزگاريست در اين كوچه گرفتار توام
با خبر باش كه در حسرت ديدار توام
گفته بودي كه طبيب دل هر بيماري
پس طبيب دل من باش كه بيمار توام
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
تمام عمر بستيم و شكستيم به جز بار پشيماني نبستيم
جواني را سفر كرديم تا مرگ نفهميديم به دنبال چه هستيم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
نوشتم حرف دل را تا بخواني
كه چون دوري ز من دردم بداني
در اين دنيا ندارم غير تو كس
بميرم گر مرا از خود براني
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
يك روز رسد خوشي به اندازه كوه
يك روز رسد غمت به اندازه دشت
افسانه زندگي چنين است گلم
در سايه كوه بايد از دشت گذشت
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
بارالها، بر محمد و آل محمد رحمت فرست وشدت كينه كينه توزان را درباره من به محبت، وحسد متعديان را به مودت، و بدگماني اهل صلاح را به اعتماد، و دشمني نزديكان را به دوستي، و بد رفتاري خويشان را به نيكوئي و بي اعتنائي نزديكان را به نصرت، و دوستي مجامله كاران را به دوستي حقيقي، واهانت مصاحبان را به حسن عشرت، و تلخي ترس از ستمكارران را به شيريني امنيت مبدل ساز.
بارالها، بر محمد و آلش رحمت فرست و مرا بر كسي كه درباره ام ستم كند، دستي وبرآنكه بامن مخاصمه كند،زباني و برآنكه عناد ورزد، پيرزوي قرارده. ودر برابر آنكه بامن مكر كند مكري و برآنكه مرا مقهورم خواهد قدرتي، وبرآنكه مرا عيب كند و دشنام گويد، تكذيبي و از كسي كه مرا تهديد مي كند سلامتي بخش. وبه اطاعت كسي كه مرا به راه صواب آورد. وپيروي كسي كه مرا ارشاد كند، موفق دار.
بارالها، بر محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا توفيق ده تا با آن كس كه با من غش و دغلي كرده، به نصيحت و اخلاص مقابله كنم، و آن را كه از من دوري گزيده به نيكوئي پاداش دهم. و به آنكه مر محروم ساخته به بخشش عوض دهم، و آن را كه از من بريده با پيوستن مكافات كنم. و با كسي كه از من غيبت كرده، بوسيله ذكر خيرش، مخالفت كنم. و دربرابر نيكي سپاسگذاري نمايم و از بدي چشم بپوشم.
صحیفه سجادیه ((گوشه هایی ازدعای درخواست خوهای پسندیده))

سلام دوستان
از فردا شب كه به 8/8/88 ولادت هشتمين امام شيعيان حضرت علي بن موسي عليه السلام 8 شب مونده من براي خودم يك تصميمي گرفتم و از شما دوستان عزيزهم ميخوام اگه تمايل داشتيد اين كار روانجام بديد.
با حسين عليه السلام تا رضا عليه السلام
من تصميم گرفتم كه اين 8 شب رو با خوندن هرشب زيارت عاشورا در 8 شب يعني از پنجشنبه شب اين هفته تا پنج شنبه هفته آينده با نيت بر آورده شدن حاجات با توسل بر اين دو امام بزرگوار عليهما السلام حاجتهاي خودم و از خداي بزرگ بخوام.
هشت شب تا هشت/هشت/هشتاد و هشت
با حسين عليه السلام تا رضا عليه السلام

سلام دوستان
حالم گرفته اگه اینجوری پیش برم نمی دونم تا چند روز دیگه دووم میارم (هرچی خدا بخواد)
این شعر . . .
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را التفاتی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود جان من این همه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره غیر به گلگشته گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود
من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گر زآزردن من هست غرض مردن من مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم چون شود خاک بر آن خاک زارت باشم
مدتی هست که حیرانمو تدبیری نیست عاشق بی سر و سامانمو تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانمو تدبیری نیست خون دل رفته ز دامانمو تدبیری نیست
از جفای تو بدین سانمو تدبیری نیست چه توان کرد پشیمانمو تدبیری نیست
شرح درماندگی خود به که تقریر کنم عاجزم چاره ای من چیست چه تدبیر کنم
نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است گل این باغ بسی سر به روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ترک زرین کمر موی میان بسیار است
با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است نه که غیر از تو جوان نیست جوان بسیار است
دیگری این همه بیداد به عاشق نکند قصد آزردن یاران موافق نکند
مدتی شد که در آزارم و می دانی تو به کمند تو گرفتارم و می دانی تو
از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو
خون دل از مژه می بارم و می دانی تو از برای تو چنین زارم و می دانی تو
از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز از تو شرمنده ای یک حرف نبودم هرگز
مکن آن نو که آزرده شوم از خوی ات دست بر دل نهم و پا بکشم از کوی ات
گوشه ایی گیرم و من بر نیایم سوی ات نکنم بار دگر یاد قد دلجوی ات
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکوی ات سخنی گویم و شرمنده شوم از روی ات
بشنو پند مکن قصد دل آزرده ای خویش ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ای خویش
چند صبح آیم و از خاک درت شام روم از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور دور از تو من تیره سرانجام روم نبود زهره که همراه تو یک گام روم
کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد جان من این روشی نیست که نیکو باشد
از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی یار شو با من بیمار چه می پر هیزی
چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی بگشای لعل شکر بار چه می پرهیزی
حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی نه حدیثی کنی ازهار چه می پرهیزی
که تو را گفت که به ارباب وفا حرف مزن چین برافروزن و یکبار به ما حرف مزن
درد من کشته شمشیر بلا می داند سوز من سوخته داغ جفا می داند
مسکن ام ساکن صحرای فنا می داند همه کس حال من بی سر و پا می داند
پاکبازم همه کس طوق مرا می داند عاشق همچو من از نیست خدا میداند
چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
چند در کوی تو با خاک برابر باشم چند آمال جفای تو ستمگر باشم
چند پیش تو بقدر از همه کمتر باشم از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم
میروم تا به سجود بت دیگر باشم باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم
حرف نا گفتن و تمکین تو را بنده شوم طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم
اله اله ز که این قائله اندوخته ایی کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی
این همه جور که من از پی هم می بینم زود خود را به سر کوی عدم می بینم
دیگران راحت و من این همه غم می بینم همه کس خرم و من درد و الم می بینم
لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم
خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر
آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم از تو قطع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
وحشي بافقي
سلام چند روزه نمي تونم بيام به روز كنم فكر كنم اشكال از بلاگفا هستش ولي تا حالا شبها امتحان نكردم ببينم .
تيتراژ سريالهاي دلنوازان و اولين شب آرامش رو هم به درخواست دوستان هميشه همراه خوبم آماده كردم.
اميدوارم خوشتون بياد

به درخواست يكي از دوستان عزيز (مريم خانم «عشق آسماني»)تيتراژ
سريال روز حسرت رو هم براي دانلود آماده كردم.
اميدوارم خوشتون بياد.

سلام چند وقتی به علت اشکالات بلاگفا نتونستم پست بذارم و حالا



رستگاران ماه عسل پنجمین خورشید

